جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
115
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مهد نبوت سرزمينى است كه در گذشته و آينده ، هردو ، سرزمين معجزه بوده و خواهد بود ! فلات پهناورى است كه اگر باران در آن مىباريد و آن را سرسبز و خرم و پرگياه و بارور مىساخت ، همه گرسنگان دنيا را سير مىنمود و همه برهنگان جهان را مىپوشاند و اين فلات به اندازهاى وسيع و پهناور است كه هيچ خيالى نمىتواند حدى براى آن قائل شود و يا فكرى آن را بهخاطر بسپارد ! آنجا فلاتى است كه از ابتداى تكوين و خلقت ريگزارى متحرك و مواج - در دل صخرههايى سخت - بوده است كه وزش باد ريگ و شن آن را در هوا بازى مىداده و مىچرخاند و درواقع سرزمينى بهوجود آمده كه مىجوشد و در انقلاب است ! آرى ! سرزمينى از تپهها و درههاى شنى كه همواره در تلاطم و نشست و برخاست است . . . و كوههاى كمارتفاع و بىگياهى كه هرگز باران نمىبينند و در دل ريگزار خشك نشستهاند . همهجاى اين سرزمين تفتيده و سخت و آتشفشانى ، مالامال از سنگهاى سياه و پوسيده و سوراخسوراخى است كه گويى در آتش